نسخه چاپی ارسال به دوستان
     معرفی     
چرا باید بماند روی دستم؟!
مرتضی کاردر
 
سید حبیب نظاری را تا کنون بیش‌تر با غزل‌هایش می‌شناختیم. غزلسرایی که کارنامه‌اش نشان می‌دهد از دیگر هم‌نسلانش کم‌کارتر بوده است و برخلاف بسیاری از آن‌ها بیش‌تر سعی داشته است به آن‌چه پیش از او در غزل اتفاق افتاده وفادار بماند، بنابراین در کارهایش کمتر فراروی از سنت غزل دیده می‌شود و او را نمی‌توان در زمره‌ی شاعران پیشرو غزل ده سال اخیر قرار داد. پیش از این از حبیب نظاری فقط یک مجموعه غزل منتشر شده بود. ادامه...
     بی‌مرز     
ملخ‌ها
برگردان شعری از تد کوسر
سید احمد نادمی
 
تدر کوسرامسال ‌هم- ‌اندازه‌ی ‌ته ‌مدادی ‌هستند ‌که ‌پدربزرگ
روزهایی ‌را ‌که ‌از ‌نیامدن ‌باران ‌گذشته ‌بود
با ‌آن ‌می‌شمرد
و ‌رنگشان ‌رنگِ ‌خاک ‌است
رنگِ ‌جاده‌هایی ‌که ‌از ‌کشتزارهای ‌بی‌جان ‌دهه ی ‌سی ‌می‌گذشت
ادامه...
     روشنایی‌ها     

در باد خیابان‌ها
حمیدرضا شکارسری
 
پنجره‌ها
       هیچ‌یک
                مرا نشناختند
باز
     می‌گردم
            در باد خیابان‌ها
 
کلمات در شعر یا خودشان نیستند یا خودشان هستند به علاوه‌ی کلمات دیگر! تمام بار استعاری و نمادین کلمات در شعر ناشی از همین خصلت است و تأویل، حاصل همین بار اضافی. ادامه... 

     از آسمان قهوه‌ای     
امید مهدی نژادتوبه‌ی حافظ بشکست!
امید مهدی‌نژاد
 
 
زلف آشفته‌و‌خوی‌کرده و خندان‌لب و مست
پیرهن چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده‌‌جوی و لبش افسوس‌کنان
نیمه‌شب مست به بالین من آمد بنشست
...
 
شرح:
ای صاحب فال بدان و آگاه باش که به زودی یار و دلدارت به نزد تو خواهد آمد. در نیمه‌شب یکی از روزهای گرم تابستان در حالی که قطرات عرق بر صورت او وجود دارد. ادامه...
     گفت‌وگو     
کاری مفیدتر از گفتن شعر
گفت‌وگوی فریده حسن‌زاده(مصطفوی) با سهیل نجم
 
سهیل نجموقتی من بچه بودم آن‌ها در دبستان به ما می‌آموختند کلمه‌ی وطن بسیار مقدس است و همه چیزِ ماست؛ حتی  مهم‌تر از والدین ما؛ و مهر به آن باید چون خون در رگان ما جاری باشد. هر پنج‌شنبه صبح شاگردان موظف بودند پرچم عراق را به حالت افراشته نگاه دارند و سرود ملی را با صدایی محکم و رسا بخوانند.
ادامه...


   » شعر
     روی میز شعر     

همین حالا بیا - نیایشی با مسیح

هشتم اردیبهشت - أنسی الحاج
برگردان موسی بیدج

دیگر انجیل تو را نمی‌خواهیم/ دیگر معجزه‌ها، موعظه‌ها و الحق‌الحق گفتن‌هایت را نمی‌خواهیم/ حکایات و مثال‌هایت را نمی‌خواهیم/ دعاها و هشدارهایت را نمی‌خواهیم/ بیا/ همین حالا/ همه چشم به راه تو اند/ خانواده و خویشاوندان/ روزگارشان خوب نیست/ همین حالا بیا
ادامه...

     پیشنهاد ما     

شعری از
ارنستو کاردنال
چند شعر از
مهرنوش قربانعلی

شعری از
آلن سیگر

هایکو‌های بهاری

     شعر ایران     
درکه
چیستا یثربی
چراغ کهنه
مهدی فرجی
دو شعر منتشر نشده
افکار سیاه دودکش‌ها
صدرالدین انصاری‌زاده
پنج شعر
بودن یا نبودن، درد تکراری‌ست
مریم جعفری آذرمانی
سه غزل
مقتل گل سرخ
عبدالرضا رضایی‌نیا
سطرهایی از یک منظومه بلند عاشورایی
     شعر جهان     
همین حالا بیا
أنسی الحاج؛ برگردان موسی بیدج
نیایشی با مسیح
بندبازی
مهرنوش قربانعلی
چند شعر
وعده‌ی‌ دیدار
برگردان فریده حسن‌زاده (مصطفوی)
شعری از آلن سیگر
دعاهای شبانه
برگردان فریده‌ حسن‌زاده‌ (مصطفوی)
شعری از ارنستو کاردنال
رنج مردگان
برگردان مریم جعفری آذرمانی
برگردان شعری از بنوا کُنُر
     نقد و نظر     
چرا باید بماند روی دستم؟!
مرتضی کاردر ۱۳۸۷/۰۲/۲۳-
نگاهی به مجموعه دوبیتی "بگو تا صبح چند آدینه مانده است" سروده سید حبیب نظاری
سید حبیب نظاری را تا کنون بیش‌تر با غزل‌هایش می‌شناختیم. غزلسرایی که کارنامه‌اش نشان می‌دهد از دیگر هم‌نسلانش کم‌کارتر بوده است و برخلاف بسیاری از آن‌ها بیش‌تر سعی داشته است به آن‌چه پیش از او در غزل اتفاق افتاده وفادار بماند، بنابراین در کارهایش کمتر فراروی از سنت غزل دیده می‌شود و او را نمی‌توان در زمره‌ی شاعران پیشرو غزل ده سال اخیر قرار داد. پیش از این از حبیب نظاری فقط یک مجموعه غزل منتشر شده بود
تفردی در نگاه شعری
مهرنوش قربانعلی ۱۳۸۶/۱۱/۱۵-
یادداشتی بر مجموعه شعر «مثل پاره‌های بامدادی» سروده‌ی محمود معتقدی
در رویارویی نخست «مثل پاره‌های بامدادی» مجموعه‌ای پرسش‌آفرین است، چرا که از آن‌چه در ده‌های اخیر به عنوان هنجار آفرینی‌های دیگرگون در حیطه‌های زبانی، فرمی، سبکی طرح شده است؛ در آن اثری نمی‌بینیم و شاعر با برگزیدن تفردی شعری، سیاق شعری ویژه خود را در پیش می‌گیرد. از همین روی به «مثل پاره‌های بامدادی» باید از منظری که شاعر برگزیده؛ نگریست.
فصل‌هایی که بعد از من نیز می‌آیند
فرامرز محمدی‌پور ۱۳۸۶/۰۹/۲۹-
نگاهی به مجموعه‌ شعر «فواره‌ای به ارتفاع سالیانی که زیستم» سروده‌ی محسن بافکر لیالستانی
اگر بگوییم عشق و زندگی دو فرض جدانشدنی و به تعبیری دو همزاد در شعرند، می‌طلبد نگاهی تازه و صمیمی به اشیای جهان داشته باشیم تا زبان شاعرانه یعنی فرم و ساختار شعر قوی‌تر خود را نشان دهد
به وقت البرز
محمدرضا شالبافان ۱۳۸۶/۰۸/۰۸-
گزارشی از جلسه نقد مجموعه‌ شعر مهرنوش قربانعلی
در ازدحام این همه قرمز
مرتضی کاردر ۱۳۸۶/۰۶/۲۵-
نگاهی به مجموعه سبزها قرمزها سروده‌ی صادق رحمانی
مرگ روی صفحه کاغذ
سیروس نوذری ۱۳۸۷/۰۱/۱۷-
نگاهی به جهان شاعرانه‌ی بیژن جلالی
از میان شاعرانی که کوتاه سروده‌اند٬ بیژن جلالی جایگاه ویژه و استثنایی دارد. جلالی را نمی‌توان مانند شاعرانی چون م. آزاد٬ محمد زهری و منصور اوجی از شاخه‌های شعر نیمایی دانست. او شاعری‌ ست که شعر را بیرون از تحولات فرهنگی و هنری ایران آغاز کرده و این مسیر را -شاید به دلیل نوع شخصیت و منش خویش- تا پایان عمر ادامه داده است.
مشق مرگ سقراط
احمد شهدادی ۱۳۸۶/۰۹/۰۱-

مرگ سقراط به سال 399 پیش از میلاد رخ داد. این مرد هفتاد ساله یونانی، همواره چنان زندگی کرده بود که می‌خواست و درست می‌دانست: به سان فیلسوف. این ساتیر یا سیلنوس، چنان که الکیبیادس در رساله مهمانی افلاطون او را توصیف می‌کند، همان است که اریستوفانوس در ابرها می‌گوید او به سان یک مرغ‌ آبی می‌خرامید و چشم‌های خود را این‌جا و آن‌جا می‌گرداند.
پرده‌ی آخر
ادوارد هرش؛ ترجمه‌ی فریده حسن‌زاده مصطفوی ۱۳۸۶/۰۸/۲۰-
‌بررسی مرگْ سرودِ سیلویا پلات‌
سیلویا پلات در بوستون ماسا چوست به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو دانشگاهی بودند. این سابقه فرهنگی خانوادگی تاثیر زیادی در گرایش وی به کسب موفقیت‌های ممتاز فرهنگی داشت. بعد از گذراندن تحصیلات دبستانی و دبیرستانی خود با توفیقی چشمگیر در کالج اسمیت (‌دانشکده‌ای پرهزینه و نخبه‌گزین در آمریکا) ثبت‌نام کرد. در این دوره داستان‌ها و شعرهایی نوشت که یکی پس از دیگری برنده اول جوایز ادبی شدند.
استحاله جوهری شراب به نور
لائورا ارناندز مونیوز؛ ترجمه‌ی مهدی شفیع‌آبادی ۱۳۸۶/۰۶/۱۳-
مستی‌ای که واژه را الهی می‌سازد (مقایسه عمر خیام،ابن فرید،حافظ و دو شاعر قرن 21 مکزیک)

 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام