نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
طاعون
ترجمه: عبدالرضا رضایی‌نیا
شعری از محمود درویش
بر دیوارهای اسرائیل
ترجمه: عبدالرضا رضایی‌نیا
سروده‌ای از نزار قبّانی
پایان داستان
ترجمه: عبدالرضا رضایی‌نیا
شعرهای سهیل نجم
مربع و زاویهٔ حاده
ترجمه: مریم جعفری آذرمانی
دو شعر از اوژن گییوویک
سپیده‌دمان تو همواره باز می‌گردی
ترجمه: اثمار موسوی‌نیا
سه شعر از چزاره پاوزه


  
رقص با جغد
ترجمه: عبدالحسین فرزاد  ۱۳۸۷/۰۸/۳۰
دو شعر از غادة السمان

 
از تعالیم جغد
آن‌گاه که با من چون شبح رفتار می‌کنی
                                              شبح می‌شوم
و غم‌های تو از من عبور می‌کنند
همچون اتومبیلی که از سایه می‌گذرد
                            آن را می‌درد و ترکش می‌کند
                           بی‌آنکه ردّی بر جای بگذارد
                                                     یا خاطره‌ای..
پایان‌ها اینچنین خویشتن را می‌نویسند
                                              در قصه‌های عشق من
دل من میخی بر دیوار نیست
که کاغذپاره‌های عشق را بر آن بیاویزی
و چون دلت خواست آن را جدا کنی
ای دوست! خاطره در برابر خاطره
نسیان در برابر نسیان
و آغازگر ستمگرترست
این است حکمت جغد.


جغد دهشت
بر دیوار اتاق خوابت میخ می‌کوبی
به جای آویختن عکسم، خودم را بر دیوار می‌آویزی
آیا این همان چیزی است
که انسان با عشق ما را بدان فرامی‌خوانَد؟
چگونه از پرواز شب آزادی
و اسرار آویخته در بال‌هایم
                         شانه خالی کنم
در حالی که بال‌هایم به غبار سایه‌ها آغشته است
تا به صورت مومیایی درآیم؟
آیا این همان چیزی است که
زنان عاشق
                      مدعی وفاداری به آن هستند؟


* از مجموعه شعر در دست انتشار «رقص با جغد»؛ نشر چشمه.

لینک مستقیم
     نظر شما     
تخیل بی پروا ۰۴ آذر ۱۳۸۷
این دو قطعه ی دل انگیز بیانگر تخیل بی پروای سمان هستند. تخیلی که در راه بیان مقصود ذهنی شاعر مرزهای معمول را می شکند و تا انجا که بتواند با مخاطب ارتباط صمیمانه بر قرار می کند. فضای صمیمانه ی هر دو قطعه کششی بی پایان را ایجاد می کند تا مخاطب را برای پذیرش اندیشه ی نهفته در تار و پود شعر اماده کند حال انکه بغضی غمگین ذره ذره پا به عرصه می گذارد و در پایان ما را همراه خود به دره های ژرف اندیشه می کشد.
تخیل بی پروا ۰۶ آذر ۱۳۸۷
این دو قطعه ی دل انگیز بیانگر تخیل بی پروای سمان هستند. تخیلی که در راه بیان مقصود ذهنی شاعر مرزهای معمول را می شکند و تا انجا که بتواند با مخاطب ارتباط صمیمانه برقرار می کند. فضای صمیمانه ی هر دو قطعه کششی بی پایان را ایجاد می کند تا مخاطب را برای پذیرش اندیشه ی نهفته در تار و پود شعر اماده کند حال انکه بغضی غمگین ذره ذره پا به عرصه می گذارد و در پایان ما را همراه خود به دره های ژرف اندیشه می کشد. ( مجتبی دستجردی)


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام