نسخه چاپی ارسال به دوستان
     یادداشت سردبیر     
تعطیلی سه ماههٔ فیروزه
مرتضی کاردر
 
از همان اول قرارمان با مسؤولان بنیاد فرهنگی هنری فیروزه این بود که فیروزه نشریه‌ای حرفه‌ای در زمینهٔ ادبیات و هنر باشد که ‌بی‌توجه به گرایش‌ها و صف‌بندی‌ها‌ی فکری و محفلی حاکم در این عرصه از همهٔ‌ظرفیت‌های موجود استفاده کند و فضایی جدی و سالم در محیط وب فارسی فراهم آورد. در عین حال قرار بود بستر فراهم آمده جایی باشد برای معرفی و ورود هنرجویان و دانش‌آموختگان بنیاد فیروزه به فضای حرفه‌ای ادبیات و هنر. 
 
قضاوت با شماست، ولی خودمان که به پشت‌ِ سرِمان نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تا اندازه‌ای در رسیدن به این دو هدف موفق بوده‌ایم. فیروزه پاتوقی برای طیف‌های مختلفِ نویسندگان و شاعران و مترجمان امروز ایران بوده است. سلیقه و گرایش فکری آنها نقش بازدارنده‌ای در انتشار مطالب‌شان در فیروزه نداشته است؛ بین‌العباسینی بوده است برای خودش. علاوه بر این  کم  نبودند کسانی که کارشان را با فیروزه آغاز کردند و اکنون اینجا و آنجا قلم می‌زنند و به هر حال وارد عرصهٔ حرفه‌ای شده‌اند. ادامه...
     آخرین‌های این بخش     
والنتاینِ ارنست مان
طاعون
بر دیوارهای اسرائیل
پایان داستان
مربع و زاویهٔ حاده


  
در وقفه‌های میان درختان: برف
ترجمه علی عبداللهی  ۱۳۸۷/۰۷/۲۷
اشعاری از ایلما راکوزا

ایلما راکوزا در لنینگراد برف می‌‌آمد.
شب و پمپ‌ بنزین متروک 
چون زمین آیش. خیابان‌‌ها
نماها پرت و متروک،
بی‌‌شکوه. تو با لبان خاموش
در بی‌‌زبانی، به شعر گریختی.
ما گذشتیم آرام و بی‌وزن
از دل شهرت.
و هیچ سخنی نگفتیم.

***

 کفش قدم
کوچه چهره‌ی تو در میانه. تو می‌‌ایستی
 کنار گودال در روشنایی، تکیده
 و من نمی‌‌دانم چه بگویم.
 یقه بالازده کلام 
چون ابری مدور جلوی دهن.
و بدرود
تا چند روز دیگر و تا کی؟

***

برای یوزف برادسکی
صندلی راحتی، قرمز بود آیا؟
چمدان هم، چمدان سفر دریا
آنچه سر جایش مثل قایقی بود
آماده‌‌ی سفر به آمریکا
پرچم، چمدان، کتاب‌‌ها
همه رو به ‌راه. دل کندن و رفتن
چنین ناگهان اما در تنگنا
و از قرار معلوم برای همیشه.
دیگر تو مرده‌‌ای حالا.

***

از خواب حرف زدن (1)
از خواب حرف زدن
از بیداری شب‌ها
از درنگ‌‌های نا‌ به ‌جای مردد
وقتی که زوزه می‌‌کشد روباه
وقتی که سوت می‌‌کشد آمبولانس
وقتی که سرد می‌‌شود عرق
وقتی که کودک در مجاورت‌ آن
تنهایی خود را می‌‌آزماید و بی‌‌صدا
تلفن چرا چنین سبز چشمک می‌زند.

***

والدین من قالی (2)
والدینم قالی
و من
سکوت پا
و گزش
بی‌ شتابی تصویر
و خودداری
شب به‌خیر برگ
و خطی
از روی همه چیز.

***

با دو زبان (3)
با دوزبان
زبان کودکان برای نوازش
و آشپزخانه سیب‌زمینی
برای لک‌ها توتک‌ها
و فاجعه‌‌ی اتاق‌ها
که دیگری می‌نویسد
تا فریاد نزند
پرچین‌ها در میانه
دریاها و سکوت.

***

به جیم می‌ گوید زندگی‌ اش را پایش گذاشته (4)
زن به جیم می‌‌گوید زندگی‌‌اش را پایش گذاشته.
مرد به «آن» می‌گوید من عروسک کاغذی نیستم.
همین‌طور پیش می‌‌رود پیش می‌‌رود ماجرا و پات
می‌شود (راست قضیه این است(5) که) مات.
دو تا که هم را دوست دارند بهترین‌‌ها را می‌‌خواهند
بپرسید بهترین‌‌ها را برای که روزها
می‌گذرند بستر یک‌پارچه تخته‌‌ی حساب و کتاب می‌‌شود
در آن حال که فقط غم و عصبانیت خود به خودی‌‌اند.
کلاه از سر، چه کسی برمی‌‌دارد؟

***



در وقفه‌‌های میان درختان: برف (6)
در وقفه‌‌ی میان درختان: برف
در فضای میان کلمات: برف
در حفره‌‌ی میان خانه‌‌ها: برف
در باغ میان پرچین‌‌ها: برف
و سرد
درحوضچه‌‌ی میان میخانه‌‌ها: برف
در روزن میان بلوط‌‌ها: برف
در درختان میان کشتزاران: برف
در بشقاب‌‌ها و چین و پلیسه‌‌ها: برف.


*  Ilma Rakusa

1-  Vom Schlaf reden
2-  Meine Eltern der Teppich
3-  Mit zwei Zungen
4-  Jim sagt sie es geht mir an die Substanz
5- To be honest
6- In den Pausen zwischen den Bäumen: Schnee

لینک مستقیم
     نظر شما     
برف ۲۸ آذر ۱۳۸۷
عالیه مرسی


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام