نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
‌سرهنگ
ترجمه اسدالله امرایی
داستانکی از کرولین‌ فورشه‌
‌مهلت‌
ترجمه: اسدالله امرایی
داستانکی از ‌ویل‌ بیکر
کُنج‌لب‌
مترجم: اسدالله امرایی
داستانکی از شیلا بری‌
کی، کی را می‌شناسد؟
ترجمه: علی عبداللهی
دو داستانک از برتولت برشت
سکوت درخشان
ترجمه: اسداله امرایی
داستانکی از اسپنسر هولست


  
حق با کیست؟
برگردان علی عبداللهی  ۱۳۸۷/۰۷/۰۲
داستانی از «رودولف کیرستن»

در چمنزاری هزار جور حیوان خوش و خرم پرسه می‌زدند. ناگهان گاو نر یک گل کوچولوی زیبا دید با یک تاج سفید وسطش. به آن نگاه کرد و از دوستان دور و برش پرسید:
«شما می‌دانید اسم این گل چیست؟»
میش مع‌مع کنان گفت: «گل لاله است»
بز بع‌بع‌ کنان گفت: «بنفشه است»
اسب شیهه‌کشان گفت: «مینای چمنزار است»
گاو نر ماغ کشید و با صدای مهیب گفت: «چه مزخرفاتی! این گل سرخ است!»
بعد همه‌ی حیوانات ساکت شدند و نظر روباهی را که اتفاقی داشت از آن‌جا رد می‌شد، پرسیدند:
روباه با حالتی مکارانه گفت:
«حق با گاو نر است! آخر او بلندتر از همه فریاد می‌کشد!»


* Rudolf Kirsten

لینک مستقیم
     نظر شما     
well ۱۱ مهر ۱۳۸۷
merci,khoob bood
good ۱۷ مهر ۱۳۸۷
mamnon zahmat keshidi
to0p ۳۰ مهر ۱۳۸۷
to0p bo0d hal kardam


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام