نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
آرمانی به نام کشف واقعیت
محمدرضا آقایا
یادداشتی پیرامون فیلم «یونایتد 93»، ساخته‌ی پاول گرین‌گراس
کیارستمی و موقعیت پست‌مدرن
بهزاد عشقی
با نگاهی به کتاب پاریس – تهران نوشته‌ی مازیار اسلامی و مراد فرهادپور
سقوط شیرین و آذر بت‌تراش
بهزاد عشقی
کاش ساز دهنی را دوباره نمی‌دیدم.
بهزاد عشقی
این مرد حرف نمی‌زند
بهزاد عشقی


  
این مرد حرف نمی‌زند
بهزاد عشقی  ۱۳۸۷/۰۶/۱۳

بهزاد عشقیشهرت در موارد زیادی مصونیت می آورد و به همین دلیل پاره‌ای از ناموران از آوازه‌ی خود سو می‌گیرند و همواره در نکوهش استبداد و حق‌کشی و تمامیت‌خواهی و به نفع عدالت و آزادگی و مردم‌گرایی، سخن می‌گویند. مثلا کارگردان فقید یوسف شاهین، که از شهرت جهانی برخوردار بود، همواره از رژیم حاکم مصر انتقاد می‌کرد و می‌گفت: ما در دیکتاتوری مطلق زندگی می‌کنیم، با مردمی که در مورد مسائل بسیار مهم آگاهی ندارند. مافیایی که بر کشور حکومت می‌کند بسیار قدرتمند است و پلیس و سازمان امنیت و ارتش را در اختیار خودشان دارند.

رژیم مصر بسیار کوشید که شاهین را رام کند. از جمله این که مبارک جایزه‌ای به او داد و یا سمت وزارت فرهنگ را به او پیشنهاد کرد. اما هیچ‌کدام از این‌ها باعث نشد که شاهین خاموش شود. رژیم مصر به خاطر شهرت جهانی‌اش می‌ترسید که او را مورد مجازات قرار بدهد.

اما من فیلمسازی را می شناسم که شهرتش جهان‌گیر است و به قول طرفدارانش هرجا که می‌رود زیر پایش فرش قرمز پهن می‌کنند و به بهانه‌های مختلف جایزه به او اهدا می‌کنند. در بهترین نشریات جهانی برایش ویژه‌نامه منتشر می‌کنند و در هر زمینه‌ای به او سفارش کار می‌دهند. حتی در خصوص اپرا که شناخت و تجربه‌ای در این زمینه ندارد. او به برکت این شهرت خاک را بدل به کیمیا می‌کند و حتی سیاه مشق‌هایش را به قیمت زر می‌فروشد. اما این مرد هرگز از شهرت و اعتبارش به نفع جمع و در نکوهش نابهنجاری‌ها استفاده نمی‌کند. همه از اوضاع نابسامان فیلمسازی می‌گویند و این مرد خاموش است. نشریات همه یک رنگ و یک شکل و یک قواره شده‌اند و این مرد حرف نمی‌زند. ممیزی افراطی و سلیقه‌ای همه را کلافه کرده است و این مرد لب از لب باز نمی‌کند. همه از بیکاری و تورم و قطع برق در تابستان و قطع گاز در زمستان می‌نالند و این مرد سخنی به زبان نمی‌آورد. در عوض این مرد دلش برای اشخاص کم سواد می‌سوزد که چرا نمی‌توانند سعدی و حافظ بخوانند. برای همین ابیاتی از این شاعران را بر می‌گزیند و به صورت پلکانی می‌نویسد تا به خیال خود شعرهای کلاسیک را توده‌گیر کند. در واقع این مرد فقط به عشق و معنویت می‌اندیشد و کار دنیا و مشکلات و نیازهای مادی ربطی به او ندارد. اما اگر کسی به همین معنویت تعرض کند و زبان دیگران را ببوید مبادا که گفته باشند دوستت می‌داریم، این مرد باز هم خاموشی می‌گزیند و لام تا کام کلامی به زبان نمی‌آورد. چرا که عشق و معنویت نیز ربطی به دنیای شخصی این فیلمساز ندارد. فکر می‌کنم که این مرد را شناخته باشید و دیگر احتیاج به پرده پوشی نباشد. "عباس کیارستمی" نقش تاریخی خود را بازی کرده است و حتی اگر از این پس فیلم خوبی نسازد، به نام ماندگاری در تاریخ سینما بدل خواهد گشت. کیارستمی قبل از آن که در جهان کشف شود، نخستین بار در ایران کشف شد و به خاطر فیلم‌هایی چون "نان و کوچه" و "مسافر"، بسیاری از منتقدان ایرانی او را ستودند و در جشنواره ی کودکان و نوجوانان تهران نیز بارها مورد تحسین قرار گرفت. "گزارش" نخستین فیلم بلند سینمایی کیارستمی بود که در سال 1356 به نمایش در آمد و نگارنده از معدود کسانی بودم که نقد ستایش‌آمیزی بر این فیلم نوشتم. این نقد بارها در کتاب‌های پژوهشی، از جمله کتاب تاریخ سینمای ایران نوشته‌ی مسعود مهرابی، تجدید چاپ شده است. این‌ها را گفته‌ام تا بگویم ما مخالف‌خوان حرفه‌ای کیارستمی نیستیم و از نخستین کسانی بودیم که او را ستودیم. آدم گاهی کسانی را که دوست می‌دارد، بیش‌تر از کسانی که دوست نمی‌دارد، مورد انتقاد قرار می‌دهد. چون می‌خواهد یار همیشه زیبا باشد و هرگز از مسیر توازن و زیبایی خارج نشود. اکنون کیارستمی بیش‌تر به فیلمساز بازنشسته‌ای بدل شده است که با سینما تفریح می‌کند. اشکالی ندارد. کیارستمی کارش را کرده است و اکنون وقت تفریح و استراحت است. اما آیا بهتر نیست که به جای سینمابازی و اپرابازی و شعربازی به تفریحات سالم‌تری چون فعالیت‌های اجتماعی بپردازد؟ به یاد بیاوریم که بسیاری از سینماگران بازنشسته‌ی جهان، از جمله "پل نیومن" و "جین فوندا" و "سوفیا لورن" و بسیاری دیگر، سفیر صلح و دوستی و مبارزه با فقر و تنگدستی و بیماری می‌شوند و نام نیکی از خود به یادگار می‌گذارند. اما این مرد با خود عهد بسته است که هرگز حرف نزند. حتی در باره‌ی مسائل پیش پا افتاده‌ای چون چاله چوله‌های خیابان‌ها و گرانی گوشت و پیاز.

اما تفریح کردن با سینما هم آمد و نیامد دارد و بیم آن می رود که سینما بازی کیارستمی بر روی آثار جدی‌اش سایه بیندازد و حتی به جایگاه تاریخی‌اش آسیب برساند. چرا که کیارستمی دچار سرگیجه‌ی موفقیت شده است و گوشی برای شنیدن نقد ندارد و تنها خود را در آینه‌ی ستایش‌گرانش باز می‌شناسد. بنابراین تجربه‌گری‌های اخیر کیارستمی کم کم مخاطبان جدی‌اش را دچار دلزدگی می‌کند . از جمله آن که فیلم "شیرین" را جشنواره‌ی کن برای نمایش مناسب ندانست و در جشنواره ی ونیز نیز فیلم خارج از مسابقه به نمایش درآمد و چندان مورد توجه قرار نگرفت و حتی یکی از منتقدان با تمسخر درباره‌ی این فیلم نوشت: حرمسرای کیارستمی. در این فیلم حدود صد بازیگر زن ایرانی، از قدیمی‌هایی چون خانم "ایرن" و خانم "پوری بنایی" تا نوستارگانی چون "ترانه علیدوستی" در مقابل دوربین کیارستمی قرار می‌گیرند و اشک می‌ریزند. این فیلم اشک ما را نیز در می‌آورد. از سازنده‌ی فیلم‌های ماندگاری چون "مسافر" و "گزارش" و "خانه‌ی دوست کجاست؟" و "مشق شب" و بسیاری از آثار مبتکرانه‌ی دیگر، چه باقی مانده است؟ بهتر است که فیلمساز جهانی ما به خود بیاید و یا دیگر فیلم نسازد و یا فیلمی در خور نام بلندش بسازد. البته پیله‌ی سکوت را نیز بشکند و گاهی هم حرف بزند.

لینک مستقیم
     نظر شما     
salam ۱۴ شهریور ۱۳۸۷
Afarin be in neveshteh, afarin!
کیارستمی ۱۴ شهریور ۱۳۸۷
مادام به ما خرده گرفته اند که چرا در مواجه با دیگران آثارشان را نقد نمی کنید و به شخصیت شان می پردازید ولی همین آدم ها دقیقن برعکس عمل می کنند. کسانی را می ستایند که یک زمانی کار نیکی و اثری خارق العاده آفریده اند و امروزه مثل اینکه رویشان نمی شود بگویند این یکی اثر سخیف است . توی رودربایستی ایرانی گیر می کنند که نه هر اثری از زیر دست این آقا در بیاید وحی منزل است و در مورد دیگران این را برنمی تابند فوری جبهه می گیرند که به شخصیت نپردازید . به راستی اگر شخص دیگری جز کیارستمی بزرگ ! این بلا را سر حافظ و سعدی می آورد کسانی مثل گلمکانی و خرمشاهی هورا می کشیدند . حالا عده ای پاسخ می دهند که هر کسی که نمیتواند این آقا یک چیز دیگر است . میخواهم بدانم سواد شعری این آقا با آن شعرهای سروده شده اش بدین اندازه است که این گونه برای اش کف می زنید . تا کی می خواهیم نان قرض بدهیم به موفقیت دوره ای یک نفر ؟ مگر این که کسانی مثل آقای عشقی که صدای شان می رسد بازگو کنند این حرف ها را . مردیم از بس سینمای فاخر ما را به لجن کشیدند و حرف نزدند و به این آقا پرداختند . مردیم از بس کتابهای مان را توقیف کردند و امثال هوراکشانی چون گلمکانی و خرمشاهی کک شان نگزید ولی برای این آقا کف زدند . آقای گلمکانی شد یکبار اعتراض کنید که چرا به شاعر بلند پایه ی ایران اخوان مجوز چاپ آثار نمی دهند هرچند اگر قرار بود این گونه باشید که مجله ی فیلم در هر دوره با هر سیاستی منطبق نمی شد که به جیب شما صدمه نخورد . چگونه شما میرسلیم و خاتمی و مهاجرانی و صفار هرندی را با یک سیاست هضم کردید ؟ بله آقای عشقی این اقای کیارستمی عکاس ، نویسنده ، کارگردان ، روانشناس ، جامعه شناس ، شاعر ، نقاش ، ........... است چطور در سینما و هنر های دیگر را گل بگیریم که ظرفیت تکمیل است . نسل امروز اخوان می خواهد چه کند ؟ یدالله رویایی می خواهد چه کار ؟ هوشنگ گلشیری ؟ و ....... برای کیارستمی هورا بکشید . عجب شعر هایی عجب عکس هایی عجب سعدی کیارستمی واری ... کیارستمی شده پز روشنفکری الینه شده ی ما . جای دکتر شریعتی خالی . مگر این که اروپاییان آقایان را از خواب بیدار کنند . ما که خوابیم و صدایمان به هیچ جا نمی رسد چون مثل گلمکانی مجله نداریم تا مجیز سعدی 2007 را بگوییم . آقای عشقی دست مریزاد شما را .
کیارستمی و رضازاده و گوشت و پیاز...! ۱۴ شهریور ۱۳۸۷
کیارستمی وامدار هر کس باشد وامدار این ملت پر ادعای پرروی ناسپاس نمک نشانس نیست؛ همانطور که حسین رضا زاده وامدار این دولت و این ملت نیست. اینها اگر جهانی شدند با اتکا به زحمات و استعداد خود شان بوده. شما اگر عرضه دارید یک رضازاده دیگر، یک کیارستمی دیگر به جهانیان عرضه کنید! اینها محصول کدام فرایند نظام مند و سیستماتیک هستند؟ محصول کدام مدیریت متخصص هستند؟ اینها باید هم هر کاری دل شان خواست انجام بدهند. حسین زاده برود در فلان کانال ماهواره ای املاک تبلیغ کند و کیارستمی هم به "فرم بازی" اش ادامه بدهد. به هیچ کس ربطی ندارد. در ضمن شما آقای عشقی بهتر است هیچ چیز ایرانی را با خارج از ایران مقایسه نکنید چون که هیچ چیز ما "جهانی" نیست. کیارستمی بیاید برای من و شما حرف های سیاسی-اجتماعی بزند؟ مگر از جانش سیر شده؟ مگر اینجا مصر است که یوسف شاهین ها هر چه دل شان خواست بگویند؟ [...]
کیارستمی کیارستمی است ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
جناب استاد عشقی عزیز شما هم بجای این همه نقدهای مفید فرهنگی و هنری اگر در مورد گرانی و بی عدالتی بنویسد بهتر است شما دیگر دارید نقد بازی میکند پش بهتر است شان والای خود را حفظ کنید و از حکومت بنویسید .
هنر کیارستمی ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
خب هنر کیارستمی هم بازتابی از همین روحیه هست. جدای از جامعه و نابهنجاریها، و فقط نشون دادن یه سری موارد تجریدی که هیچ ربطی به انسان معاصر و بدبختیهاش نداره. میمونه فرم آثارش که باز من نمی فهمم مثلا نشوندن یه عده بازیگر روبروی پرده سینما و ثبت واکنشهای اونها با کاشتن یه دوربین چقدر خلاقانه است یا زیبایی بصری داره؟ کاری که اگر یه کارگردان جوون با ایده اش به یه شرکت فیلمسازی مراجعه کنه با اردنگی بیرون انداخته میشه! یا تقطیع ابیات حافظ چه کمکی به فهم متن می کنه؟ یا اگر اینطوره چه منطقی پشتش هست و با کدوم سواد ادبی؟
از اهالی سینما ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
روز روزش این بابا فیلمساز نبود. حالا که دیگه نوروز است. آره کیارستمی به این ملت وامدار نیست. پول فیلم هاش را از اموال پدریش می داده ؟! جالب اینجاست که هیچکدام کارهاش هرگز در ایران فروش خوبی هم نداشت! کیارستمی همیشه دنبال نردبان برای بالا رفتن می گشته . و البته در میان اهل فیلم فرنگستان و جشنواره هم آدم احمق زیاد پیدا میشه. فکر کردین اینها خدای هنر هستند آن هم در این دوران؟
حمیدرضا قادری ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
دوتا غلط ،نمی دونم چند... 1. چه کسی گفته وظیفه هنرمند موضع‌گیری در قبال رویدادهای بیرون و اندرون است...هنرمند اگر تخم دو زرده ای بلد است بندازد همان به که اثرش را بدون سکسکه و سولاخ های روایی نقل کند...گویا آقایان در این وانفسای سیاست‌زدگی یار کم آورده آند که دنبال عباس کیارستمی آمده‌اند...نفس آثار وی نشان می‌دهد با یک سهراب سپهری سینمایی طرفید نه یک ایرج میرزا یا میرزاده عشقی...هنرمند حرف هایش را باید با اثرش بزند نه با بیانیه‌ها که...سوزان ساراندون و باقی را هم داستانی دیگر است...نکند گمان کرده‌اید برای مردمان تخدیر شده غرب کسی بهتر از ساراندون و نیکلسون وجود دارد جوانانی را که زندگیشان در شراب و مخدر و سکس و موسیقی خرد و خاک شیر شده است همینان باید برانگیزند ولاغیر...ما هنوز این اندازه بدبخت نشده ایم آقا 2. هر هنرمندی حق دارد تجربه‌اندوزی کند...ولو با حافظ و سعدی..پس یعنی چه ماند فاشیست‌های تازه‌کار برای کیارستمی تکلیف مشخص می کنید که نباید و باید...او دوست داشته این تجربه ولو خنده دار را بکند و برایش هم دلیل داشته...مشکل ما هستیم که جسارت نداریم وقتی او تجربه‌ای کرد نقدش کنیم ولو با پرتاب گوجه‌فرنگی گندیده به سویش...در غرب اگر مردمان از فیلمی خوششان نیاید وسط سینما بیرون می‌زنند(عطف به وقایع اخیر فیلم پیرین کیارستمی) ولی در این جا تعارفها مانع می‌شود...مشکل نقدها و بی‌جیگری ماست نه کیارستمی که دارد از حق طبیعی خود بهره‌ می‌برد.
baran ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
Daste shoma ra mifesharam va kolaham ra be ehterame in neveshtetan barmidaram!
سلام ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
اولن دست گل ات درد نکند به خاطر این نوشته که یاد آن انشاء های ات افتادم .دقیقن به خاطرم نیست که در مدرسه ی رودکی بود یا رشدیه یا وکیل و یا دبیرستان اقبال ..که آن وقتها هم با همه ی وجودت می نوشتی...برای ام جالب است که بعد گذشت آن همه سال ..در این سایت با نام ات و چهره ات ..به یاد همان گذشته ی دور افتادم....یادش بخیر... www.farman1.blogfa.com
فرهاد ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
البته این حق این آقا هست که حرف بزند یا نزند، به همان گونه که حق من هم هست بگویم کل موفقیت های این اقا حاصل زرنگی اش از بهره بردن از یک جریان (یا موج) بوده و نه هنرمندی اش. فیلم های معمولی آقای کیارستمی در مقطعی بیش از اندازه بزرگ شدند و حالا سیاه مشق های بی سر و تهش (در تمام زمینه ها) ستایش می شوند. از دیدگاه من (یه عنوان یک فرد بی اسم و رسم) بهترین فیلم کیارستمی مشق شب است، نه دیگر کارهایی که نشستن روی صندلی را به عذاب الیم بدل می کند. هر یک از فیلم های ایشان را زیر نام من به عنوان کارگردان نمایش دهید و ببینید همین ستایشگران چگونه به مسخره اش می گیرند که اصول اولیه را بیاموز و بعد دست به کار فیلمسازی شو ...
سکوت عشقی در ازای زحمت عباس؟ چرا؟ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷
این چه منطقی‌ست که هرگونه نظری را در هر حالتی و به هر وجهی اگر مخالف نظر ما باشد انگی می‌زنیم. فرض کنیم که عباس زحمت کشیده مثل حسین پهلوون این چه دخلی دارد به نوشته‌ی عشقی؟ تقاضای فعل اجتماعی آن هم در حد یک شهروند عادی چیز غریبی نیست. همان‌طور که جناب کیارستمی حق دارد گوشش را ببندد و خودش را اجل از تمام این سخنان بداند اما این حق هم برای دیگران محفوظ می‌ماند که لااقل نشانه‌هایی از امکان‌های بالقوه‌ی دیگر نشان بدهند. مگر نه آنکه شیرین عبادی بعد از گرفتن جایزه‌ی صلح نوبل دل و جرأت بیشتری پیدا کرد؟


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام