نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
شب‌زنده‌داری برای تدفین
برگردان اصغر نوری
چهار شعر از فیلیپ ژاکوته
من یوسفم پدر!
محمود درویش؛ برگردان عبدالرضا رضایی‌نیا
عاشق بد اقبال
محمود درویش؛ برگردان محمدرضا ترکی
هایکوهای تابستان
برگردان سید احمد نادمی
چند هایکو از شوگیو تاکاها
درخت بادام
برگردان اصغر نوری
چهار شعر از ایو بون‌فوا


  
شراره‌ی هاله‌ها
برگردان مریم جعفری آذرمانی  ۱۳۸۷/۰۴/۰۳
شعرهایی از «آندره ولتر»

آندره ولتر١

در دود می‌رود
جهان است؟
یا اشباحش؟

دیگر نه سنگ روی سنگ است
نه تن روی تن
نه کفنی از شن
زمین با هر بادی به ستوه می‌آید

می‌کوشد
دوباره آتش روشن کند
اما برایم چیزی نگذاشته
جز پندار یک شعله

شراره‌ی هاله‌ها
بدن‌ها و خون‌ها را می‌سوزاند



٢

تا سرچشمه، لالایی بی‌خوابی‌اش
را می‌خواند
رود دیگر نمی‌خوابد

هوا ضربه‌ی ترس می‌زند
تا پناهگاه جان‌های مرده

خاک، زخم‌هایش را می‌شوید
و هیولاهایش را
زیر بارانی از نمک

آینه آتش گرفته
مثل هزارتوی نشانه‌هایی که
در آن‌ها دنبال تو می‌گردم



٣

در قلمرو سایه‌ها
با اشک‌ها طبل می‌زنند

به سمت تو می‌آیم
اوریدیس خاکستری‌ام
با دست‌هایی پوشیده
از شب تن تو

نشان‌های به هم آمیخته‌ی ما
در شعله‌ها آشکارند
مثل شعر که
تمام در آغوش‌گرفتن‌های‌مان را
اعلام می‌کند
هی! من چه‌قدر حسودم
فرشته‌ای که نجات پیدا نمی‌کند
با تنها بوسه‌ای که داده
به زنی که دوستش می‌داشت




André Velter

لینک مستقیم
     نظر شما     
anomisin.blogfa ۰۵ مرداد ۱۳۸۷
ترجمه زیبایی بود و خوشحال میشم به من هم سر بزنی آینه آتش گرفته مثل هزارتوی نشانه‌هایی که در آن‌ها دنبال تو می‌گردم ممنون


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام