نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
وفاداری به تخیلات، بهترین راه تغییر واقعیات
برگردان فریده حسن‌زاده (مصطفوی)
یادداشتی از خورخه لوییس بورخس
فهرست‌مان پر شده است، باشد برای سال بعد...
مرتضی کاردر
ادبیات و واقعیت
ابوتراب خسروی
شجر که پاک بود...
علی‌رضا پورامید
نگاهی به کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز
دریا و سراب
سید روح‌الله موسوی خمینی (رحمة‌الله‌علیه)


  
به دنبال جایی برای نشستن
مرتضی کاردر  ۱۳۸۷/۰۲/۱۹
در حاشیه‌ی نمایشگاه بیست و یکم کتاب

نمایشگاه بیست و یکم هم کم‌کم به روزهای پایانی خودش نزدیک می‌شود. حالا دیگر باید پذیرفت که نمایشگاه کتاب تا پایان عمر دولت فعلی در همین مکان برگزار خواهد شد و باید با آن کنار آمد. مهم‌ترین فایده‌ی این کار این است که مصلای درندشت بلاتکلیف کاربرد دیگری جز نماز عید فطر پیدا می‌کند و قدری از عذاب وجدان چندین و چند ساله مسئولین می‌کاهد.
 
باید پذیرفت که همه سیاست‌های فرهنگی دولت در دادن غرفه‌های عریض و طویل به بعضی ناشران خاص و غرفه‌های پرت و کوچک به بعضی دیگر خلاصه می‌شود؛ همان‌طور که در دولت‌های گذشته نیز همین سیاست به نوعی دیگر اعمال می‌شد. فقط جای ناشران مغضوب و محبوب عوض شده است. این وسط اصلا مهم نیست که شما در میان این غرفه‌های عریض و طویل غرفه‌ی ناشر مورد نظر خود را پیدا نکنید.
 
باید پذیرفت که اصلا مهم نیست که خیلی از کتاب‌ها ماه‌هاست که در انتظار مجوز به سر می‌برند و مخاطبان انتظار دارند ناشران این کتاب‌ها را به نمایشگاه برسانند. مسئولین اداره بررسی کتاب هیچ تعجیلی برای اعطای مجوز به خیلی از این کتاب‌ها ندارند.   
 
باید پذیرفت که برگزار کنندگان فعلی فکر چندانی به حال رفاه شرکت کنندگان نکرده‌اند و فکر می‌کنند  همین که بازدیدکنندگان می‌توانند با مترو به نمایشگاه برسند کافی است و نباید اقدامات رفاهی دیگری برای آن‌ها انجام داد تا زیاد خوشی زیر دل‌شان نزند. مثلا هیچ فکری برای این نکرده‌اند که اگر احیانا کسی در حین بازدید از انبوه غرفه‌های شبستان اصلی خواست خستگی در کند جایی برای نشستن داشته باشد و مجبور نباشد به جدول‌ها و حاشیه‌های خاک و خلی بیرون پناه ببرد. یا خیلی برایشان مهم نیست که چه شرکتی قرار است تأمین غذای نمایشگاه را به عهده داشته باشد و اصلا وظیفه خود نمی‌بینند که نظارتی بر کیفیت یا قیمت آن داشته باشند.
 
باید پذیرفت که مسئولین ارشاد گاهی ممکن است هوس کنند که بعضی از کتاب‌ها را از نمایشگاه جمع کنند و برای‌شان اصلا فرقی نمی‌کند که این کتاب‌ها با مجوز همین دولت منتشر شده باشند. فقط کافی است که مثلا کتاب‌های صادق هدایت یا صادق چوبک با استقبال مواجه شوند تا در اولین فرصت اقدام به جمع‌آوری آن‌ها از نمایشگاه کنند.
 
البته باید انصاف به خرج داد و گفت که نمایشگاه امسال کمی منظم‌تر از پارسال بود و برگزارکنندگان زحمت این کار دشوار را به خود داده بودند که لااقل در ابتدا و انتهای هر راهرو فهرست ناشران را نصب کنند. به هر حال فکرش را بکنیم پارسال همین هم نبود.

لینک مستقیم
     نظر شما     
دکتر ارنست ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
سلام خوبی؟ منم خوبم؟ بابا حال داری که گیر میدی به دولت ها! البت در این مملکت همیشه همینطور بوده...یکی نیست به آقایون بگه راه به دست آوردن دل مردم خیلی ساده است..کافیه چند تا کار کوچیک صورت بگیره...برای نمونه اگه نمایشگاه پر می‌شد از نیمکت می مردند... یا مثلا اون گشت ارشاد مثل مترسک چی کار می‌کرد اون وسط...اون هم توی جای فرهنگی...نمی‌شد نامحسوس پیگیری می کردند...تازه مردم مثل وحوش برهنه میان نمایشگاه نمیشه جلوشون رو گرفت...کاری داشت به همۀ غرفه‌های کتاب و همۀ غرفه‌های فروش لغذیه می‌گفتن کاور یک دست بپوشند که نمایگاه کتاب به نمایشگاه آدمها تبدیل نشه...یا چرا این‌قدر آبخوری‌ها و دستشویی ها کم بود...از همه بدتر متروی مصلی..خداییش اگه یه اتیش سوزی می‌شد...نه حالا بلکه در ایام نمازجمعه صد سال دیگه که ایشالا مصلی را افتاد...از اون خروجی تنگ مترو کی می خواست در بره...هان...و دیگر هیچ
خوبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
آقا مرتضی خسته نباشید جالب بود امیدوارم موفق باشید به امید روزهایی روشن و رو به جلو برای همه
حسین قاسم زاده ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
دولت ما فقط به فکر خودشه چه جوری میتونن تو این نمایشگاه بزرگ و صد البته بین المللی کمترین امکانات رو قرار بدن اونوقت اسمشو بذارن بین المللللللی تو نمایشگاهی که روزی بیش تر از 3 میلیون بازدید کننده داشت فقط 30 تا نیمکت بذارن با وجود این همه ناشر تو صف غرفه های خالی رو بکنن بخش جانبی آخه عکاسی چه بدرد نمایشگاه کتاب می خوره من که چشم آب نمیخوره تا n سال دیگه ما بتونیم با این وضعیت پیشرفت کنیم و و و و و و و و دیگر خیلی چیز ها (هیچ)
تهران/شهرستان ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
همیشه تهرانی ها ، پایتختی های از خود راضی و منفوری بودن برای شهرستانی ها . چون بدون هیچ امتیاز و برتری همه امکانانات مال انهاست . اقایون محترم معترض از خودراضی - ببخشید - ای کاش این نمایشگاه در شهر ما بود بدون نیمکت ، بدون سایبان ، بدون هیچ امکاناتی . ولی بود و ما هم کتابها را ، ناشران را ، جذابیت ها ، خلاصه ................همه چیزهایی را شما می بینید ، می دیدیم .
***** ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
همین قدر که با خواننده احساس صمیمیت بی دلیل نمی کنید و کلمات لوس به کار نمی برید و جدی و دردمند به فکر انتقال احساستان هستید به عنوان یک ادم که رفته نمایشگاه و جای شکر دارد. متشکرم فریده حسن زاده-مصطفوی


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام