نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
متأسفم! این سینمای لعنتی، این سینمای کثیف، هنوز نفس می‌کشد.
سید حمیدرضا قادری
با نگاهی به فیلم «مرا متهم بدان» ساخته‌ٔ سیدنی لومت
آرمانی به نام کشف واقعیت
محمدرضا آقایا
یادداشتی پیرامون فیلم «یونایتد 93»، ساخته‌ی پاول گرین‌گراس
کیارستمی و موقعیت پست‌مدرن
بهزاد عشقی
با نگاهی به کتاب پاریس – تهران نوشته‌ی مازیار اسلامی و مراد فرهادپور
سقوط شیرین و آذر بت‌تراش
بهزاد عشقی
کاش ساز دهنی را دوباره نمی‌دیدم.
بهزاد عشقی


  
جشنواره فیلم فجر
محمدرضا محقق  ۱۳۸۶/۱۱/۱۰
ماهیت، چرایی و چگونگی

جشنواره‌ی فیلم فجر می‌تواند و باید مثل هر جشنواره‌ی دیگری در هر کجای دنیا، فواید و دقایق قابل تامل و معتنابه و نسبی را جهت تولید و رشد «سینما» -بما هو سینما عجالتا و بدون هیچ پیشوند و پسوندی مثل «دینی»، «معناگرا»، «ملی»و «معنوی»- به همراه داشته باشد. اما این «عبارت» تنها تعبیر بخشی از خوابی است که ما برای سینما دیده‌ایم. جشنواره ویترین محصول است و برای «ارزش‌مند»شدنش نیاز به پاس‌کردن درس‌های پیش‌نیاز است که البته هنوز پس از درگذشت بیست و چند دوره، نه تنها این پیش‌نیازها گذرانده نشده، بلکه با تبصره‌ها و تک‌ماده‌های بعضا من‌درآوردی و نه چندان هنری-سینمایی، در‌جازنی‌مان به عقب‌گرد و پس‌رفت انجامیده است.
سینمای ایران در «تولید» دچار عیوب جامعه‌شناختی خاص خود است. وضعیت انجمن‌های سینمای جوان‌، کانون‌های سینمایی، سالن‌های سینمای شهرستان‌ها، مطبوعات سینمایی، جامعه منتقدین و مهم‌تر از همه عدم تعامل سینماگران با اندیشمندان حوزه‌های مختلف فکری، همگی شاخص‌هایی هستند که سبب شده سینمای ایران جایگاهی نازل، معیوب، بی‌کار و دم‌دستی و ساده‌انگارانه و ابتدایی داشته باشد.
محافل جوانان سینمایی، حالتی عوامانه، نذرگرایانه و خیراتی دارند و در آن گُتره‌ای از جوانانِ بعضا در حد متوسط و گاه عشق سینما -بخوانید از همه جا رانده و مانده،- به شکلی توده‌ای و کلونی به «عادت»هایی شبه سینمایی مشغولند: با تعدادی کتاب عاریتی قفسه‌ای پر می‌شود، فیلم‌هایی به نمایش درمی‌آید، گعده‌هایی گرفته می‌شود و... این‌ها همه خوب است و به‌جا و -شما بگویید دوست‌داشتنی- اما آن‌چه مسلم است، از درون این سیستم و شیوه‌ی «هرجایی» و بی‌برنامه و «رها»، فیلم‌ساز بیرون نمی‌آید و آدم سینمایی ِ مبرز تربیت نمی‌شود که هیچ، احتمالا نیروهایی هرز می‌‌روند و موقعیت‌‌هایی از دست.
در این میان، سینمای شهرستان‌ها، کَالمِیّت و چیزی در حد دهه‌ی 60 باقیمانده و موجودی نحیف و رنجور و میان بودن یا نبودن -مسئله این است؟!- هم‌چنان دست و پا می‌زند. در همین راستا، نوعی تمرکزگرایی و از تولید به مصرف در تهران، اساسا شهرستان‌ها را از هر نوع انتفاع و اهتمام در میدان سینماورزی و تولید، ساقط  کرده ‌است. قاعدتا اهالی سینما هم در اقصی نقاط کشور بی‌میل و بی‌اعتنا -که حاصل از عدم پاسخ‌ و ارضای ابتدایی‌ترین نیازهای هنری و فرهنگی‌شان است-، عموما عطای این موقعیت را به لقایش بخشیده، گلیم علایق خود را از آب نه چندان زلال این عرصه کشیده و راه خود را گرفته‌اند. سینما در شهرستان‌ها در احتضار و هر نوع حرکتی برایش بی‌معنا است.
هم‌چنان‌که در بیان رهبری هم آمد، تعاملی میان هنرمند و نخبگان دیگر عرصه‌های فکری-فلسفی جامعه وجود ندارد. ایشان البته مقصر را نه «کارگردان»، که دانشگاه و حوزه و سایر سازمان‌های نخبه و نخبه‌پرور دانستند -به درستی-؛ لکن نکته‌ای که در همین موضوع و محمل قابل اشاره و نیازمند تامل و بررسی است؛ سواد سمعی-بصری افراد در همه حیطه‌ها و از جمله سینماست.
فارغ از این‌که شبکه‌ی عمومی جامعه تا چه حد پاسخ‌گو و ترتیب دهنده‌ی این تعامل فکری میان اهالی اندیشه و هنر است، شعور و بینش و سواد خود «فرد» هم مهم است. نمی‌توان شخصی را که اساسا قصدی برای فراگیری و اندیشه و تدبیر و تدبر ندارد، به سیستم‌های کارآمد شبکه‌ای در نهادهای علمی-فرهنگی جامعه حواله داد و خروجی ِ مفید از آن خواست.
نمونه‌های متعدد از محصولاتی که با "عنایت" و به مدد "سفارش" افراد، نهادها و به پشتوانه‌ی "سوابق" مهمل، نتیجه‌اش آثاری ساده‌انگارانه و بلاهت‌آمیز اخیر گشته، در طی این ربع قرن پس از انقلاب به وفور می‌توان یافت.
در این میان نبود مطبوعات جدی سینمایی و عدم پوشش اندیشگی‌شان،عدم وجود جلسات باارزش و بی‌توجه به بیلان کاری نهادها، کار «نقد» به جای آن‌که برآیندی از یک فرآیند معتبر و فعال و علمی و تجربی باشد، تحویل مجموعه‌هایی جعلی، بولتن‌هایی سفارشی و گردهمایی‌های خاص گردیده که بیش از آن‌که نگران سینما و رشد آن باشند، در حال فراهم آوردن «آتش تهیه» برای گعده‌ی خود و پشتیبانی از رفقاست. به این همه اضافه کنید حجم احمقانه و ساده‌لوحانه هزار و یک جشنواره‌ی باسمه‌ای که هر روز مثل قارچ از گوشه و کنار مملکت می‌روید!
جشنواره زن، مرد، کودک، پیر، جوان؛ جشنواره‌ی هفته، ماه، سال، دهه؛ جشنواره‌ی آبی، زرد، قرمز.
تعداد مطبوعات جدی و قابل هضم و مطالعه به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد، تعداد فیلم‌های خوب و قابل تحمل جشنواره‌ی اصلی ِ کشور، به 10 تا -از هفتاد و اندی اثر راه‌یافته به بخش مسابقه- هم نمی‌رسد. تعداد سینماگرانی که تسلطِ نسبی بر سینما داشته باشند معدود است، تعداد سینماهای استاندارد و قابل تنفس کم، تعداد کتاب‌های جدی -مرجع یا نیمه مرجع و معتبر- محدود، تیراژ همین کتاب‌ها پایین و‌... اما در عوض روزی یک جشنواره از سوی هزار و یک نهاد و شبه‌نهاد...
با این همه و با در نظر گرفتن این شرایط و مصائب و معایب، چه توقعی از جشنواره‌ی فیلم فجر، به واقع نزدیک‌تر، حقیقی‌تر و در عین حال مفیدتر است؟
قطعا جشنواره فجر، مصداق تام و تمام «خلایق هرچه لایق» است. ما نمی‌توانیم از یک سیستم ملوک‌الطوایفی معیوب‌، توقع یک فستیوال با شکوه،‌ جذاب، مفید و دوست‌داشتنی و دقیقا سینماورزانه که هر سال شاهد رشد و ارتقائش هستیم، داشته باشیم.
لازم است تکلیف‌مان را با چند چیز مشخص کنیم: مسوولان وظیفه‌ی خود را شعرخوانی و مرور و دوره‌ی گلستان و بوستان و نظامی در جلسه افتتاحیه جشنواره ندانند، اساسا خود را شاعر و کلمه‌پرداز و سخنران ندانند. خود را «مسوول» سینما بدانند. و مسوول یعنی خادم یعنی مجری، یعنی متصل به عقبه‌ی فکری، یعنی مدیریت، یعنی فهم و حتی بینش. قطعا مسوول ما نیاز به بینش دارد، منتهی به تناسب مسوولیت و کارش.
شاید لازم باشد، هشتاد درصد مراسم‌ها، همایش‌ها و خصوصا قارچ‌هایی به نام جشنواره را نابود کنیم تا بودن و نبودن «سینما» برای‌مان مساله باشد.
و حتی شاید لازم باشد برای مدتی، احتناب‌ناپذیر و در عین حال صبور و با طمانینه، سینما و حداقل «جشنواره» را تعطیل کنیم. شاید! البته این کار به مذاق «عشق سینما»یی‌ها و آن گروه که با پهن‌شدن این سفره، آب و نانی نصیب می‌برند خوش نیاید؛ قاعدتا جراحی، درد دارد. اما زیبایی، امیدواری و خوبی قضیه در این است که مطمئنیم همیشه هستند دیدگان نافذ و آگاه اهل نظر که فارغ از هیاهوی زمانه و گرد و غبار کور کننده‌ی روزگار، سره را از ناسره تشخیص داده و عیار نقد را به میدان محک می‌برند و اینان‌اند که از عقب کاروان می‌آیند.

لینک مستقیم
     نظر شما     
متاسفم ۱۳ بهمن ۱۳۸۶
چه دیدی ست که به جشنواره‌ای داخلی ارائه شده. آیا اگر این جشنواره در کلن آلمان یا در قلب آمریکا به نام اسکار و... برگزار می‌شد باز هم این برخورد و نگاه را داشتید. اگر هم اصلاحی قرار است صورت گیرد لازم به تعطیلی و جراحی نیست بلکه باید‌ خود را باور داشت و با حوصله و حساب شده عمل کرد.


     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام