نسخه چاپی ارسال به دوستان
     نوشته‌های پیشین     
خطاط آ می‌نویسد...
سیامک بهرام‌پرور
نگاهی به مجموعه غزل «پیانو»، سروده‌ی مریم جعفری؛ قسمت اول
م. مؤید و نبوت هنری
بهزاد عشقی
آوازهای دخترک سرگردان
محمدرضا شالبافان
نگاهی به مجموعه شعر «مثل آوازهای عاشق تو»، سروده‌ی مژگان عباسلو
تنها در شب حزین و راه دراز
حمیدرضا شکارسری
نگاهی به شعر احمدرضا احمدی
چرا باید بماند روی دستم؟!
مرتضی کاردر
نگاهی به مجموعه دوبیتی "بگو تا صبح چند آدینه مانده است" سروده سید حبیب نظاری


  
فصل‌هایی که بعد از من نیز می‌آیند
فرامرز محمدی‌پور  ۱۳۸۶/۰۹/۲۹
نگاهی به مجموعه‌ شعر «فواره‌ای به ارتفاع سالیانی که زیستم» سروده‌ی محسن بافکر لیالستانی

طرح روی جلد(1) 
اگر بگوییم عشق و زندگی دو فرض جدانشدنی و به تعبیری دو همزاد در شعرند، می‌طلبد نگاهی تازه و صمیمی به اشیای جهان داشته باشیم تا زبان شاعرانه یعنی فرم و ساختار شعر قوی‌تر خود را نشان دهد؛ و شاعرِ «فواره‌ای به ارتفاع سالیانی که زیستم» به یکی از نمایان‌ترین ویژگی‌های زبان شعر یعنی ترکیب‌سازی اهمیت می‌دهد، می‌تواند به:
« ایوان برود/ چراغ‌های رابطه را بیابد/ و عاشق پرواز شود»
(2)
«محسن بافکر لیالستانی» که مجموعه‌ی شعر وی را پیش رو داریم از جمله شاعران سبز‌اندیشی است که هیاهو را نمی‌پسندد و با فروتنی‌اش در ادب معاصر ما حضوری سبز و توانا دارد.
عشق و زندگی در شعرهای «بافکر» حضوری ملموس، شاعرانه و امیدوار دارد و می‌داند رؤیا روزی به واقعیت می‌رسد؛ به شرط آن‌که مؤمنانه نگاه کنیم:
و می‌توانستی/ هرچه را که می‌خواهی بیابی/ و من در اندیشه‌ام که چگونه/ از روی آب و آتش پل ببندم/ تا تو به واقعیت رؤیاهایت/ دست یابی.
شعر آب و آتش – صفحه‌ی 12
(3)
از نگاهی – سطح شعر – ما بین لذت و تفنن سرگردان است. و شاعرانی از این دست نیز در همین سرگردانی باقی می‌مانند. و به قولی روح متشاعری برازنده‌ی حالشان، که «بافکر» با مجموعه‌ی شعرش بعد از «در متن پرتحرک تاریخ(1)» سعی کرده است این چنین نباشد، و نشان دهد هر شعری برای ماندگاری‌اش نیاز به فلسفه دارد:
سرشته از گلم، بر شده از آفتاب، دمی زاییده شدم/ در بازدمی جهان را زنده می‌کنم/ هر روز رانده می‌شوم با پایی‌...
شعر سحرگاهان – صفحه‌ی 21
یا:
چیزهایی که بعد از مرگم می‌ماند/ و زندگی‌ام را ادامه می‌دهند/ در غیاب ابدی من‌...
شعرِ «شعرها» - صفحه‌ی 58
(4)
شاعر این مجموعه در تلاش است تا ترکیب‌های شاعرانه را نگاهی تازه و نو بخشد و در پاره‌ای نیز موفق؛ ترکیباتی چون:
-جستن نان‌پاره کودکانم
-شیروانی آشفته
-مانداب ارتزاق کلاغی
-برگ‌های پریشان کوچه
-مزمزه رؤیایی
-مهربانی‌های مشکوک
(5)
شعر و تصویر اگر زندگی را با تخیل صمیمانه و آگاهانه پیوند زند بی‌گمان می‌تواند ریشه تاریخی پیدا کند و حافظ را برای همه‌ی اعصار سر زبان داشته باشد، و مولوی را نمایش جذابی از توانایی، و سعدی را نکته‌سنجی بی‌بدیل، و فردوسی را شاعر روایی اندیشمند بر گنبد یادها و یادگارهای ادبیات، بی چون و چرا پایدار نگه دارد، و «شهید بلخی» شاعر عصر سامانی، خرد‌اندیشی که در این باب خوش سرود:
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
سراسر گرد گیتی گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
و «بافکر» در شعرهای سپیدش همین اندیشه را دنبال می‌کند که شعر و تصویر را با لحظه‌های صمیمی و ماندگار در هم آمیزد:
سهم من، روزهای گذشته/ با لحظه‌های خوب و بدش/ آینده مال تو/ افتادن و شکستن و پیری برای من/ برخاستن، جوانی و شادی از آن تو...
شعر تقسیم – صفحه‌ی 14
یا:
قلبم را دو نیم می‌کنم/ نیمی را با عشق/ و نیمی دیگر را با رنج‌هایم می‌آکنم
شعر سحرگاهان – صفحه‌ی 21
و بالاخره:
و چنین است که انسان/ مانند یک گوزن پریشان/ در بیابانی هولناک/ از چار سوی/ محصور دام و دانه مرگ است‌...‌
شعر شاید که هیچ‌گاه – صفحه‌ی 61
پاورقی‌
1-  در متن پرتحرک تاریخ/ مجموعه شعر/ محسن بافکر لیالستانی/ انتشارات تندر/ سال 138.

لینک مستقیم
     نظر شما     

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

     نظر جدید     

امتیاز شما :
 
عنوان : *
توضیح : *
* = ضروری


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام