اکران فیلم پارکوی فریدون جیرانی با محدودیت سنی توصیه شده برای مخاطبان آن اتفاق جدیدی در سینمای ایران نیست و در سالیان گذشته نیز موارد چندی میتوان یافت که مشابه این فیلم در زمان اکرانشان با قوانین و یا توصیههای خاصی همراه بودهاند. مسئولین مرتبط، برای توجیه چنین اعمال نظرهایی چه به صورت قانون و چه به صورت توصیههای شبه قانونی، همواره از سینمای غرب و مشخصاَ سینمای امریکا وام گرفته و با استناد به نظام درجهبندی فیلمها در ساختار مذکور، کوشیدهاند وجاهتی قانونی و چه بسا اخلاقی بر عمل خویش بار کنند. در حالیکه تفاوتهای چندگانهی موجود میان سینمای ایران به مثابه سینمایی فرتوت و فرسوده با سینمای پویا و پرقدرت هالیوود، به قدری گسترده و آشکار است که بیشک مجالی برای چنین قیاسهایی نامربوط باقی نمیماند. نظام درجهبندی فیلمها در سینمای امریکا که در نوشتار حاضر تا حدی شرح و بسط مییابد علاوه بر انسجام و اقتداری که در گذر زمان کسب کرده، کارکردی به شدت تثبیت شده داشته و تصمیمات اتخاذ شده از سوی آن بر نظام عرضهی فیلم در امریکا تأثیری مستقیم و غیر قابل انکار دارد. این نظام با توجه به مختصات فرهنگی و اجتماعی جامعهی امریکا و البته ویژگیهای مخاطبان سینما در آن کشور، توانسته قوانینی وضع کند که در ظاهری دموکرات و قانونمند باطنی گریزناپذیر و آمرانه دارند؛ در حالیکه تقلید کورکورانه از آن مختصات در سینمای ایران علاوه بر ظاهری دیکتاتور مآبانه باطنی قانونگریز و بیثمر نیز داشته است. نکتهی جالب در این میان خواست مشترک مقامات ایرانی و آمریکایی جهت کنترل و محدودیت سینما و ابزارهای در اختیار آن است که در نتیجه اما به اختلافی بارز منجر شده است. باید دید چگونه!
اعتراضات و انتقادات وارده به هالیوود زمانی شکل جدی و سازماندهی شده به خود میگیرند که هالیوود دیگر سالهای ابتدایی پیدایش خود را به سلامت پشت سر گذاشته و به نظامی تثبیت شده، کارامد و پرسود در جامعهی امریکا تبدیل شده است: دههی 1920. اعتراضات ما قبل این دهه به دلیل پراکنده بودن و عدم انسجام، وضعیتی موسمی داشتند و با پایان زمان اکرانِ فیلمهای مورد بحث به راحتی فراموش میشدند. میتوان از اعتراضات حواشی فیلم تولد یک ملت(1915) نام برد که به رغم جانبداریهای آشکار نژادپرستانهی فیلم به راحتی فروکش کردند و گریفیث بدون دردسری چشمگیر، تا سالها فیلم خود را بر پردهی اکران حفظ کرد نیز اعتراضات معدود و کماثری که با ساخت فیلمهای مذهبی، خصوصاً داستانهای مربوط به زندگی عیسی مسیح ظهور مییافت و پس از مدت زمانی اندک توسط خود آن مذهبیون مسکوت میماند.
دههی بیست اما محمل اتفاقاتی بود جدید که جو زمانه را تا حدی علیه هالیوود شوراند. در این دهه بود که جنجالهای جنایی و اعتیادهای بیحد و حصر ستارگانِ نه چندان نوپای سینما، عاملی شد مضاعف بر پردهدریهای زیرکانهی فیلمها؛ تا زمزمهی مقابله